مباحثه امام باقر علیه السّلام و مرد مسیحی

(سئوال اوّل) اینکه شما (مسلمانان) می گوئید اهل بهشت می خورند و می آشامند ولی بول و مدفوع ندارند، چه دلیلی برای ادعای خود دارید، آیا در این دنیا نمونه ای این چنین دارید؟ امام علیه السّلام  فرمودند: آری الجَنِینُ فِی بَطنِ اُمِّهِ، یَطعَمُ وَ لَا یُحدِثُ (جنین در شکم مادرش که در مدت 9 ماه غذا می خورد ولی چیزی از او دفع نمی شود) قَالَ عَلَیهِ السّلام فَاضطِرَبَ النَّصرانی اِضطِراباً شَدیداً (امام صادق علیه السّلام فرمودند: عالم نصرانی از این جواب پدرم شدیداً مضطرب و نگران شد) به طوری گفت: تو که گفتی از علمای امت مرحومه نیستم، فرمودند: من گفتم از جاهلان آنان نیستم، اصحاب هشام، صحبتهای آنان را می شنیدند عالم مسیحی گفت سئوالی دیگری دارم (سئوال دوّم) فرمودند: بپرس. گفت: اینکه شما (مسلمانان) ادعا می کنید که از میوه های مختلف بهشتی هر چند استفاده شود کم نمی شود آیا برای این موضوع در دنیا مثال و مانندی وجود دارد؟ فرمودند: آری مانند خاک زمین که هر چند اهل زمین از آن بردارند کم نمی شود و تغییر نمی یابد، عالم مسیحی شدیداً از این جواب مضطرب و نگران شد به طوری (دوباره) گفت تو که گفتی از علمای امت مرحومه نیستم، فرمودند: من گفتم از جاهلان آنان نیستم، گفت سئوال دیگری دارم (سئوال سوّم) امام علیه السّلام فرمودند: بپرس. گفت: بگو بدانم آن ساعتی که نه از ساعات روز است و نه از ساعات شب حساب می شود، چه ساعتی است؟ فَقالَ اَبی هِیَ السّاعَةُ الَّتی بَینَ طُلوعِ الفَجرِ اِلی طُلُوعِ الشَّمسِ (پدرم گفت: آن بین طلوع صبح است تا طلوع آفتاب، و از ساعات بهشت است) لذا در آن ساعت، بیماران به هوش می آیند و دردها ساکت می شود و کسانی که شب نخوابیده اند در این ساعت بخواب می روند، و خداوند این ساعت را موجب میل و رغبت کسانی قرار داده است که رغبت به سوی آخرت دارند و برای کسانی که برای آخرت می خواهند عمل کنند دلیل واضح قرار داده و برای کسانی که متکبر و منکر آخرتند،حجت قرار داده است. عالم مسیحی گفت راست گفتی.

عالم مسیحی گفت: اکنون از تو سئوالی خواهم کرد که قطعاً در جواب آن عاجز خواهی ماند، (سئوال چهارم) بگو بدانم آن دو برادری که در یک ساعت از مادر تولد شدند و در یک ساعت از دنیا رفتند ولی یکی 50 سال و دیگری 150 سال عمر کردند آن دو برادر چه کسانی بودند؟ فَقالَ لَهُ اَبی ذَلِکَ عُزَیرٌ وَ عَزرَةٌ وُلِداً فی یَومٍ واحِدٍ (امام صادق علیه السّلام فرمود پدرم فرمودند: آنها عُزیر و عَزره بودند و آنها در یک ساعت از مادر متولد شدند) و تا 30 سال عزیز با برادرش زندگی کرد و او برای سفری از مادرش اجازه گرفت و در بین راه که می رفت خداوند جان او را گرفت و بعد از 100 سال که مرده بود دوباره زنده کرد و به وطن برگشت و 20 سال دیگر با برادرش زندگی کرد و در یک ساعت هر دو از دنیا رفتند در حالی که عزیز در سن 50 سالگی بود و عَزره در سن 150 سالگی. پس عالم مسیحی برخاست و گفت: از من داناتری را آورده اید که مرا رسوا کند و آبروی مرا بریزد، به خدا سوگند تا این مرد در شام است، من دیگر با شما سخن نخواهم گفت و هر چه می خواهید از او سئوال کنید (بحار، ج 46، ص 308 و ج 69، ص 184) و به روایت دیگری چون شب شد آن عالم به نزد امام باقر علیه السّلام آمد و معجزاتی دیگر مشاهده کرد و مسلمان شد ولی هشام امام علیه السّلام را به زندان فرستاد و امام علیه السّلام در زندان به ارشاد و هدایت مردم پرداخت و به هشام خبر دادند که همه زندانیان مرید او شده اند، او به ناچار امام علیه السّلام را از زندان آزاد کرد و او را روانه مدینه نمود. (منتهی الامال، ج 2، ص 223)

شادی ارواح طیبه شهدا و امام خمینی (ره) فاتحه مع الصلوات

/ 0 نظر / 15 بازدید