حسود سود نمى‏ برد

کسى طالب ‏زوال نعمتى از برادر دینى خود باشد و اگر زوال آن را نخواهد و لیکن مثل آن را از براى خود خواهد این منافسه و غبطه است و بر آن مذمتى نیست، بلکه آن در امور پسندیده است.

و این است مراد، از آنچه از حضرت رسول - صلى الله علیه و آله و سلّم - مروى است که:

«حسد نیکو نیست مگر بر دو کس: یکى مردى که، خدا او را مالى داده باشد و همه آن‏ را در راه خدا صرف کند و دیگرى مردى که، خدا علمى به او کرامت فرموده باشد و او به آن عمل کند و مردم را تعلیم کند». (احیاء العلوم، ج 3، ص 166 و محجة البیضاء، ج 5، ص 332)

و سبب غبطه بردن بر شخصى، محبت آن بر نعمتى است که از براى او حاصل است.

پس اگر آن نعمت، امر دینى باشد، سبب آن غبطه، محبت‏ خدا و محبت طاعت اوست.

و این امرى است مستحسن و مرغوب و اگر امر دنیوى باشد که مباح باشد، سبب آن،محبت تنعم و التذاذ در دنیاست.و این اگر چه حرام نباشد و لیکن شکى نیست که: باعث‏ پستى مرتبه، و بازماندن از مقامات بلند، و منازل ارجمند است.

و از براى غبطه دو مرتبه است:

یکى آنکه: منظور آدمى، رسیدن خود به نعمتى باشد که از براى دیگرى هم حاصل‏است‏ به جهت «تمشیت» (به راه انداختن)امر دین یا دنیاى خود، و هیچ چیز دیگر در نظر او نباشد واین هیچ گونه ناخوشى ندارد.

دوم آنکه: علاوه بر تمشیت امر خود، بر خود نپسندد که کمتر از آن شخص دیگر باشد و خود را راضى به نقصان از او نکند و این مرتبه موضع خطر و لغزش است،زیرا که: بسا باشد رسیدن به آن نعمت، میسر نشود. پس نفس، میل به زوال نعمت از آن ‏شخص مى‏ کند تا بالاتر از او نباشد و کم کسى است که: خود را پست ‏تر از دیگرى بتواند دید و خود نتواند به مرتبه او رسید و پستى مرتبه او را میل نداشته باشد و این خود صفت‏ حسد است که اخبث صفات، و ارذل ملکات است.

 

منبع: معراج السعادة، ملا احمد نراقى.

 

شادی ارواح طیبه شهدا و امام خمینی (ره) فاتحه مع الصلوات

 

 

/ 0 نظر / 18 بازدید