نماز، پرواز روح

فشار، غلبه بر هوای نفس و شروع عبادات است.

2.اهمیّت هر پرواز، به فرود سالم و بدون خطر، هواپیماست. شروع عبادت هم، وقتی ارزش دارد که پایان آن سالم و بدون آفتِ عُجب و غرور، و بدون ضایعه ی «حبط اعمال» باشد.

هواپیما، برای سوخت خود، نیاز به بنزین خالص ویژه دارد. معراج روحی نمازگزار هم، محتاج توجّه خالص و نفی همه ی عبودیّت هاست. که با بالا بردن دست تا بیخ گوش، و نفی و «لا لبیک» گفتن به غیر خدا، خلوص نیّت بدست می آید.

4.برای پرواز، خلبان باید از سلامت کامل برخوردار باشد، در نماز و بار یافتن به محضر خداوند نیز «قلب سلیم» لازم است «اِلاّ مَن اَتَی الله بِقَلبٍ سَلیمٍ».

5.پرواز هواپیما، با دو بال است، و با یک بال طیرانی صورت نمی گیرد. در نماز هم، همراه با ارتباط خدا، ارتباط سالم با مردم لازم است و در کنار ادای «حق الله» باید «حق النّاس» را هم ادا کرد. قرآن همراه با «یُقیمونَ الصَّلوةَ»، معمولاً «یُؤتُونَ الزکوةَ» را هم دارد.

6.هواپیما برای پرواز، مقداری روی زمین حرکت می کند و دور بر می دارد، تا امکان برخاستن از زمین داشته باشد.

مقدمات نماز و اذان و اقامه و ذکرهای مستحب نیز، مقدمه آن پرواز ملکوتی است. دعاهای پس از نماز و ذکر تعقیبات هم، حرکتِ روی زمین، پس از نشستن در «باند» است.

7.در پرواز، اوّلین خطا، آخرین خطا هم هست و سقوط، همراه با نابودی است. در عبادت نیز، شرک و عُجب و ریا، انسان را به دره ی سقوط می افکند، و ابلیس با سابقه ی شش هزار سال عبادت، یا یک خطا و عصیان، مطرود و ملعون ابدی می شود.

8.یک خلبان، به فرمان برج و اتاق فرمان حرکت می کند و تابع دستور است. نماز و عبادت هم طبق دستور است، و حتی یک دقیقه دیر و زود یا خلاف قانون، آنرا باطل می کند.

9.خلبان، گاهی پرواز کرده و گاهی استراحت می کند و هواپیما نیز سرویس می شود. انسان هم در کنار نیایش و عبادت، گاهی هم به استراحت و لذّت های مباح و پرداختن به معاش نیاز دارد و کسی همچون پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم گاهی «کلّمینی یا حُمیرا» می گفت.

10.برای ارتباط خلبان با برج مراقبت و کنترل، فقط یک زبان بین المللی رسمیّت دارد. ارتباط نمازگزار هم با خدا، فقط با زبان عربی است و در عبادت حج نیز، شروع احرام، با «لبیک اللهم لبیک» است.

11.قبل از پرواز، نیاز به اطلاّعات است (نسبت به هواشناسی نقشه خوانی، جهت یابی و ...) در عبادت نیز آگاهی های مقدّماتی لازم است و عبادت بدون علم و فقه، بی ارزش است. حتّی در تجارت نیز آشنائی به احکام خدا لازم است. «اَلفِقه ثم المَتجَر» تا چه رسد به نماز و عبادات.

12.خلبان، هر چه بالاتر می رود و اوج می گیرد، زمین در نظرش کوچکتر جلوه می کند. انسان الهی هم هر چه بیشتر با عظمت خداوند آشنا می شود، غیر خدا در نظرش کوچکتر می شود. به فرموده امیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه، خطبه ی متقین (خطبه ی همّام): «عَظُمَ الخالِقُ فی انفُسِهِم فَصَغرَ مادُونَهُ فی اَعیُنِهم»

13.هواپیما، هر چه بزرگتر باشد، تکانش کمتر و آرامش مسافرین بیشتر است. در نماز و عبادات هم آنچه به صورت جمعی است (مانند نماز جماعت و حج) ثواب بیشتر و امکان قبولی افزون تر است.

14.معمولاً همراه خلبان، کمک خلبان است، برای مواقع اضطراری. در نماز جماعت هم، خوب است افراد عادل و متقی در صف اوّل بایستند که اگر برای پیشنماز مسئله ای پیش آمد، یکی از آنان، نماز جماعت را به آخر برسانند.

15.در پرواز مادّی، وقتی خلبان و سرنشینان در اوج هستند، از مسائل و مشکلات خانه و زندگی فاصله گرفته، بی خبر می شوند. در طیران معنوی هم، وقتی روح، اوج گرفت، توجّه به مادّیات کمتر می شود، تا آنجا که در نماز، تیر از پای حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام بیرون می کشند و آن حضرت متوجّه نمی شود.

16.در یک پرواز، همین که از آن اوج، مقداری پایین تر می آید، نامش را «کم کردن ارتفاع» می گویند، هر چند نسبت به زمینیان، هنوز در اوج است. عبادت اولیاء الله نیز گرچه نسبت به نماز و بندگی افراد معمولی، همواره در اوج است، ولی خودشان کاهش ارتفاع را از آن اوج نهایی، نوعی قصور و تنزل می دانند و استغفار می کنند. و اینست مفهوم «حَسَناتُ الابرارِ سَیّئاتُ المُقَرّبین».

به هر حال، نماز که توجّه به خالق هستی و دل کندن از هلائق دنیوی است، برای اهل معرفت یک پرواز به حساب می آید، پروازی فراتر از طیران پرندگان در فضا، یا پرواز هواپیما در جو و بالاتر از آن.

آنچه انسان را زمین گیر می کند، وابستگی های او به مادّیات و شهوات است. به قول سعدی:

طیران مرغ دیدی؟ تو ز پای بند شهوت                

                                            بدر آی تا ببینی طیران آدمیّت

منبع: پرتوی از اسرار نماز، حجت الاسلام و المسلمین محسن قرائتی، ص 95 الی ص 98

شادی ارواح طیبه شهدا و امام خمینی (ره) فاتحه مع الصلوات

/ 0 نظر / 15 بازدید