غیبت‏ به غیر زبان

کنایه بدتر باشد، و غیبت‏به کنایه، مثل اینکه گوئى: الحمد لله که خدا ما را مبتلا نکرد به همنشینى‏ ظلمه، یا به حب ریاست، یا سعى در تحصیل مال، یا بگویى: نعوذ بالله از بى‏ شرمى، یا خدا ما را محافظت کند از بى ‏شرمى، و غرض از اینها کنایه به شخصى باشد که مرتکب این ‏اعمال باشد. و بسا که: چون خواهد که غیبت کسى را کند از راه ریا و تشبه به صلحا، ابتدا مدح او را مى‏ کند و مذمت ‏خود را نیز مى‏ کند چنانچه مى‏ گوید: فلان شخص چه بسیار خوب شخصى بود و روزگار او را نیز مثل ما کرد و از دست‏ شیطان خلاصى نیافت.

و بعضى از غیبت کنندگان هستند که: چون مى‏ خواهند غیبت مسلمانى را کنند از راه ‏نفاق، غم و اندوه خود را بر حال آن شخص اظهار مى‏ کنند و حال اینکه در دل خود، هیچ اندوهى ندارند، چنانکه مى‏ گویند: آه، چه قدر غصه خوردم دلم سوخت‏ به جهت‏ فلان شخص که بى‏ آبرو شد، یا فلان عمل از او سرزد، یا به او اهانت رسید، خدا امر او را به اصلاح آورد، و این منافق اگر دوست او بودى و غم و اندوه او را خوردى پس اظهار نکردى و دعائى که به او مى ‏کند در خلوت کردى، پس اظهار حزن و دعا از خباثت ‏باطن ‏اوست، و شیطان لعین او را بازیچه خود قرار داده، بر او امر را مشتبه کرده و بر ریش او مى‏ خندد، و حسنات او را به باد مى ‏دهد، و او چنان پندارد که: خوب مى‏ کند، و نمى‏ داند که تیز بینان عالم دانش و بینش، از احوال و اوضاع برون او، احوال درونش را درک ‏مى ‏نمایند.

و بسیارند که غیبت مسلمانى را مى ‏کنند و بعضى از حضار نمى ‏شنوند بلند مى‏ گویند سبحان الله! اما عجب نیست چنین چیزى تا او خوب متوجه شود و این هرچه مى‏ خواهد بگوید.

منبع: معراج السعادة، ملا احمد نراقى.

شادی ارواح طیبه شهدا و امام خمینی (ره) فاتحه مع الصلوات

/ 0 نظر / 10 بازدید